خرید بک لینک
اشعار عید سعید غدیر خم – حسن لطفی آتش گرفت هرکه مِی از این سَبو کشید دیوانه شد هر آنکه ننوشید و بو کشید مدحِ تو را نمیشود آسان سرود و گفت باید که دست یکسره از آبرو کشید آئینهای گرفته خدا در مقابلش فرمود یاعلی و تو را مو به مو کشید خود را که دید عینِ خودش را ظهور داد یک یا علی و یکصدوده بار هو کشید ما را رها نمیکند آن قوسِ اَبروان باید که تیغِ اَبروی تو بر گلو کشید ای شاه بیتِ عشق

برچسب: اشعار, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

اشعار عید سعید غدیر خم – محمد حسین ملکیان من ماجرا را خوب یادم هست، چون کاروان ما جلوتر بود پیکی رسید و گفت برگردید، دستور، دستور پیمبر بود چرخید سرهای شترهامان چون با محمد بود دلهامان فرمانبری از حرف پیغمبر، با حج برای ما برابر بود خیل عظیم حج گزاران را گرد درختانی کهن دیدیم کار بنای سایه بان ها با عمار و سلمان و ابوذر بود زنگ شترها از صدا افتاد، از دشت حتی رد نمی شد باد راوی به حرف خو

برچسب: اشعار, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

تا که گفتم یا علی شوریده و شیدا شدم تا نجف پرواز کردم راحت از غم ها شدم قطره بودم از کرامات علی دریا شدم لایق دست دعای حضرت زهرا شدم مادر خانه به من داده مدال نوکری حیدری ام ،حیدری ام ،حیدری ام ،حیدری دین علی، توحید علی ، قبله علی، قرآن علی هل اتی و مومنون ، یاسین و الرحمان علی حق علی ، مقصود علی ، محشر علی ، میزان علی جان علی ، لیلا علی ، دلبر علی ، سلطان علی آی مردم آی مردم حب حیدر دین ماس

برچسب: اشعار,رحیمیان, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

سر چیست اگر در آستان بگذارد باید که به پای عشق جان بگذارد مجنونِ علی همین همان بگذارد از هرچه که هست بیش از آن بگذارد این بیت به روی دیدگان بگذارد: "هرکس که علی علی علی میگوید پا بر سرِ دوشِ آسمان بگذارد" در مصحف خویش حَیِ سرمد فرمود در عیدِ غدیرِ خم محمد فرمود یک روز دو روز نَه که ممتد فرمود فرمود به اصحاب و مجدد فرمود باید که شبیه آلِ احمد فرمود مولاست علی و با علی حق میخواست منت به سر

برچسب: اشعار, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

عرش برین شاهدِ شأن رفیع علی است ارض و سما گوشه ی ملک وسیع علی است یاد گرفتم من از محضر ابن الجواد عبد و مطیع خداست، هر که مطیع علی است چشم بصیر علی، چشم بصیر خداست گوش سمیع خدا، گوش سمیع علی است هیچ زمانی زره بر کمر خود نبست راوی این ماجرا، تیغ سریع علی است رهبر هر مکتبی عزت آن مکتب است سینه سپر کن بگو، عزت شیعه علی است منکر او تا ابد مُلحد و سردرگم است شاهد این حرف ها، عید غدیر خم است

برچسب: اشعار,شیرازی, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

هر كه يك دفعه سر اين سفره مهمان ميشود مور هم باشد اگر روزي سليمان ميشود سر به زير انداختن ذاتش توسل كردن است دردهاي اين حرم ناگفته درمان ميشود اين كريمان لطفشان هرچند آماده ست، ليك نام مادر كه وسط باشد دو چندان ميشود ما پدر را خواستيم و از پسر خيرش رسيد در رجب ها كاظمين ما خراسان ميشود ظاهراً عين امامي ، باطناً پيغمبري هر كه ميبيند تورا،از تو مسلمان ميشود نسل موسايي ِ تو طبع مسيحا داشتند

برچسب: اشعار,ولادت,کاظمع,لطیفیان, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

صالح ترین عبد خدا موسی بن جعفر حق است هرکس هست با موسی بن جعفر ما بنده و آقای ما موسی بن جعفر محتاجها گویند یا موسی بن جعفر در پای جودش اغنیا محتاج هستند قربانیش در ماه حج حجاج هستند مستیم مست باده باب الحوائج هستیم ما دلداده باب الحوائج قربان خانواده باب الحوائج آقاست آقا زاده باب الحوائج با بچه هایش صاحب سرمایه هستیم با مشهد و شیراز و قم همسایه هستیم بال ملائک هست فرش زیر پایش ایزد مس

برچسب: اشعار,ولادت,کاظمع,براری, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

اشعار هلال محرم – مهدی رحیمی بوی اسپند کرده مدهوشم دارم آقا سیاه می پوشم اشک ریز غروب گودالم از همین ابتدای چاووشم آه ارباب اذن گریه بده نکند کرده ای فراموشم؟ سینه با نیتت زدم،یک عمر بوی گل می پرد از آغوشم اشک هایم جوابگویت نیست پس برایت فرات می جوشم دارد آقا سپید می گردد با غم کربلا بناگوشم عهد کردم فروختم هرچه به کسی گوشواره نفروشم به فدای اسیری زینب هرچه زنجیر خورده بر دوشم

برچسب: اشعار, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

اشعار شب اول محرم – روضه حضرت مسلم بن عقیل(ع) سیر و سلوک من شده آواره بودن بی "چاره" بودن با وجود چاره بودن هرکس کسی دارد ولیکن من ندارم کاری به جز زانو بغل کردن ندارم من دوست دارم کوچه گرد شب شدن را شب تا سحر دلواپس زینب شدن را رفتند اما یک نفر دوروبرم بود آن یک نفر هم سایه ی پشت سرم بود گشتم ولی این شهر پروانه ندارد انگار جز طوعه کسی خانه ندارد چه مردم نامهربانی داشت کوفه ای کاش ده

برچسب: اشعار,عقیلع, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است حرف از حسین و زینب و ماه محرم است دیدم میان کوچه جوانی پُر از شعور حَیّ عَلَی الْعَزا به لبش بود، غرق شور می گفت: نذر خون خدا جان مادرم دم از حسین می زنم و اشک می خرم با روی خوش رساند به مجلس غریبه ای با هم زدند سر در هیئت کتیبه ای دیدم کسی عجیب پی کار دلبر است بی تاب و عاشقانه گرفتار دلبر است هر کارِ سخت بود، خودش گفت: می کند کفش هر آن که آمده را جفت می

برچسب: اشعار,شیرازی, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 22:50

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – حسن لطفی آه ای اسیرِ روضهیِ سربسته کیستی مردِ غریبِ حُجرهیِ دربسته کیستی این حُجره هم به ناتوانی تو گریه میکند پیری بر این جوانیِ تو گریه میکند در خانهی امام چرا دست میزنند با نالهات مدام چرا دست میزنند ای یاکریم بال و پَرَت را زمین مزن آه ای جوانِ خانه سرت را زمین مزن اصلا صدای تو به صدایی نمیرسد این آب آب آب به جایی نمیرسد اُفتادهای زِ

برچسب: اشعار,شهادت,حضرت,امام,جوادع, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

در آسمان مدینه ستاره باران بود ستاره بود و همه کوچه ها چراغان بود خدا دو نور خودش را رسانده بود بهم عجیب نیست اگر شهر نور افشان بود ملائکه همگی آمدند روی زمین از ازدحام ملک شهر راه بندان بود فرشته ها هم از آن سفره شام میخوردند ولیمه علی و فاطمه فراوان بود شبی که صاحب مجلس خود پیمبر بود چه مجلسی! که در آن جبرئیل مهمان بود چه افتخار بزرگی نصیب ایران شد عنان مرکب زهرا به دست سلمان بود د

برچسب: ازدواج,حضرت,علیع,حضرت,زهراس,براری, نویسنده: ساناز سلطانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

صفحه بندی